تبليغاتX
من برای تو میخونم


من برای تو میخونم
تبریک
موضوع: سه شنبه چهارم فروردین 1388 14:35
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده

قلبم از دوری تو بدجوری .....

 

سال نو مبارک

1 نوشته شده توسط امیر | لینک ثابت |

استخدام
موضوع: شنبه بیستم مهر 1387 9:18

شنیدم جدیداٌ برای این آگهی های استخدام مهندسها و فوق لیسانسها توی این شرکتهای مهندسی به اصل مدرک خیلی گیر میدن.

ظاهراٌ قبلاٌ به صداقت طرف اعتماد می­کردن و پیش خودشون می­گفتن کسی که جرات می کنه میاد این جور شرکتها ، حتماٌ یه چیزایی حالیشه ، اما جدیداٌ تا اصل مدرک رو نبینن بیخیال نمیشن، البته خب منم جاشون بودم همین کار رو می­کردم. وقتی طرف میاد همینجوری با دیپلم خودشو دکتر جا می زنه و چندین ساله که پست های مدیریتی داشتن و الانم وزیر هستن و با لو رفتن قضیه هم استعفا نمیدن ، دیگه باید بقیه گوشی دستشون بیاد بابا. تازه شنیدم که بقیه وزرا و رئیسها که کلهم دکتر مهندس هستن ازش حمایت کردن که بابا مدرک ارزش نیست هدف خدمت هست

خب اینجاس که آدم یاد اون ضرب المثل میفته که....

1 نوشته شده توسط امیر | لینک ثابت |

حالا نوبت توست
موضوع: دوشنبه چهارم شهریور 1387 9:14
سلام

میگن که آسیاب به نوبت، یا اینکه میگن تاریخ تکرار میشه یا اینکه میگن دنیا دار مکافاته.

یادمه دو سال پیش وقتی جام جهانی واسه ایران تموم شد مسئولین ورزش مملکت هنوز یه ریع از پایان بازی سوم نگذشته بود جای مسئولین فدراسیون فوتبال از مردم عذر خواهی کردند و رئیس وقت فدراسیون رو از کار برکنار کردند و جای اون هم از مردم عذرخواهی کردند. به هر حال اوایل کارشون بود و این حرفها...

اون کار باعث یه تعلیق درست و حسابی  از سوی فیفا شد. حالا که المپیک واسه ایران تموم شده یه سری از همون مسئولان حتی حاضر نیستند اسم ناکامی روی کاراشون بذارن و دارن صورت مساله رو پاک می کنن.

در حالیکه همه انتظار داشتند یه استعفای آبرومندانه یا حداقل معذرت خواهی (این بار از طرف خودشون) رو از مردم داشته باشن.

...

در هر حال تو اینجا همیشه مرغ همسایه غازه

خب اینجا من به جای اون مسئول از شما معذرت میخوام . امیدوارم من بعداٌ صاحب یه تیم نشم که مردم جای من از کسی عذرخواهی کنن.

1 نوشته شده توسط امیر | لینک ثابت |

یعنی چی؟
موضوع: دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 18:30

چند وقت پیش رفته بودم سمت انقلاب واسه گرفتن پرینت و صحافی سمینار. فکر می کنین با چه چیزی روبرو شدم توی مغازه؟

نشسته بودم تو مغازه منتظر. دیدم یه نفر اومد یواشکی به صاحب مغازه گفت تحقیق راجع به معاد دارین؟ بعد طرف گفت میخوای چند صفحه باشه؟ گفت 20 صفحه .

بعد صاحب مغازه یه دفترچه صد برگ بهش داد گفت انتخاب کن. طرف موضوع دلخواهش رو پیدا کرد و گفت چقدر میشه گفت صفحه ای 50 تومن. (پرینت تو اون مغازه 18 تا 20 تومن بود). بعد طرف گفت یه بسم الله باحال هم بذار اولش استادمون حال کنه.

بعد از چند دقیقه یه نفر دیگه اومد گفت تحقیق در مورد روش های مختلف بدست آوردن آرد از گندم دارین طرف داشت و واسش پرینت گرفت. جاتون خالی برای انواع مهندسی ها انواع تحقیقات موجود بود خودم فهرستشو نگاه کردم.

به نظر شما اسم این کار چیه ؟ چی کار باید کرد؟

1 نوشته شده توسط امیر | لینک ثابت |

دور و بریا
موضوع: سه شنبه هجدهم تیر 1387 21:15

امروز یکی گفت اعتبار یه نفر به تعداد دوستانی هست که داره. اونوقت اون یکی گفت پس خود آدم چی میشه دوباره اولیه گفت خود اون آدم هم اعتبار دوستاشه دیگه.

دومیه گفت خوب اینجوری که منطقی نیست یعنی هیچ آدمی نمی تونه سرنوشت خودشو توسط خودش رقم بزنه؟

اولیه گفت خب چرا میتونه ، توسط دوستاش. گفت : یه خرده فکر کن شرایط محیطیت رو هم در نظر بگیر

من نقل قول کردم فقط

1 نوشته شده توسط امیر | لینک ثابت |

بدون شرح بعدی
موضوع: سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 20:9
بدون شرح
1 نوشته شده توسط امیر | لینک ثابت |

جالب اما خطرناک
موضوع: سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 11:2
گاهی وقتها اتفاقاتی در کنار هم میفته که یه خرده جالب میشه. به این چند تا تیتر که تو این چند روز بود توجه کنید:

 1- نصرالله: دست متجاوز را قطع خواهيم کرد

 2- کمک سه میلیارد تومانی شهرداری به لبنان

 3- يک مقام آلماني: ايران احتمالا در صدد معاوضه بازگشت آرامش به بيروت در برابر پرونده هسته‌ايش است.

 4-هیأت امنای حساب ذخیره ارزی منحل شد

 5- اعتراف وزیر نفت در مجلس : واردات غیرقانونی بنزین، به دستور رئیس‏جمهور

 6-آمريكا و تعليق ساخت دو مدرسه در عراق به‌خاطر سرويس بهداشتي ايراني!

 البته این آخری رو تو اون تیترها نذارید بیشتر برای طنز قضیه گذاشتم. اما صحت و سقم اون تایید شده

1 نوشته شده توسط امیر | لینک ثابت |

مرگ همکار بد
موضوع: یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 12:0

یه جا خوندم:

یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:

 

«دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.»

 

در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است.

 

این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: «این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!»

 

کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.

 

آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید.

 

1 نوشته شده توسط امیر | لینک ثابت |

persian golf for ever
موضوع: سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 10:49
شاید یه خرده قضیه سیاسی شده باشه

شایدم یه بازیه

به هر حال برای اینکه ثابت کنیم زنده ایم و علاقه مند به اینکه دوباره یه قسمت از دریا رو از کشورمون نگیرن

تا ابد فارس

تا یک میلیون چیزی نمونده اما ما تو کشورمون ۱۴ میلیون کاربر اینترنتی داریم و دوست دارم امروز تو روز ملی خلیج فارس این آمار کامل بشه و ما روز جهانی خلیج فارس داشته باشیم

1 نوشته شده توسط امیر | لینک ثابت |

عکس جالب
موضوع: چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 8:8

نظر کلان شما راجع به این عکس چیه؟

1 نوشته شده توسط امیر | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين
Penguin Linksbox
 
Copyright © 2006 - Site bus: امیر & Designer: Hessam Sedaghati